امروز: جمعه ۲۳ آذر ۱۳۹۷
  • کتاب اصول و مبانی خط نستعلیق تالیف استاد روح الله اسحاق زاده

نظری اجمالی از مفهوم مکتب و شیوه در خط نستعلیق   در این مستند بصورت اجمالی مکاتب خوشنویسی و شیوه های مختلف آن در گذر[…..]

نظری اجمالی از مفهوم مکتب و شیوه در خط نستعلیق

 

در این مستند بصورت اجمالی مکاتب خوشنویسی و شیوه های مختلف آن در گذر تاریخ مورد بررسی و تفحص قرار می گیرد.

 

فهرست                  

مقدمه. ۲

شناخت اجمالی ازمکاتب خط نستعلیق ودوره های تاریخی آن.. ۴

مکتب میرعلی تبریزی.. ۴

مکتب سلطانعلی مشهدی.. ۵

مکتب نستعلیق نویسی شرقی.. ۶

مکتب میر (میرعماد) ۷

مکتب کلهر. ۹

نظری اجمالی درشیوه های خط نستعلیق وچگونگی شکل گیری آنها ۱۱

ضرورت انتخاب شیوه خوشنویسی (شیوه گزینی) ۱۳

شیوه های مطرح گذشته درمکتب کلهر. ۱۵

سخن آخر. ۱۶

پی نوشتها ۱۸

 

 

 

مقدمه

خط نستعلیق در روند شکل گیری ( اختراع ) خود آرام آرام صاحب قواعد و قانون اجرائی در صفحه می شود، بعبارت دیگر خط نستعلیق یکی از قانونی ترین و قاعده پذیرترین خطوط اختراعی به توسط ایرانیان منشعب از خط کوفی است، خط نستعلیق از تلفیق و آمیختگی دو خط اختراعی، نسخ و تعلیق تشکیل یافته و از نظر شماتیک از دوره های خط تعلیق بسیار استفاده شد و از خشکی خط نسخ در آن فراوان دیده می شود بطوریکه خط نستعلیق به خط ( دوردار ) معروف است، یعنی خطی است که مفردات آن بر اساس ۶/۵ دور و ۶/۱ خشکی بوجود آمد. و از زمان اختراع آن یعنی از قرن هشتم هجری  توسط میر علی تبریزی قوانین و قاعده اجرائی آن تئوریزه گردید. وازآن تاریخ تاکنون، با تشکیل مکاتب(سبک ها) مختلف در دوره های مختلف تاریخی قواعد آن چه از نظر برش، و چه از نظر شکل بکارگیری در دوره خود، و چه از نظر استاتیک و زیبائی شناسی، متحول شده و بدنبال تحول و شکل گیری مکاتب، قوانین و قواعد آن بیشتر در لازم الاجرائی تر شدن آن دخیل بودند. به همین دلیل  خط نستعلیق یکی از کلاسیک ترین خطوط هفت گانه نامیده میشود. استادان صاحب مکاتب نیز میر علی تبریزیو سلطانعلی مشهدی، میر عماد و کلهر درخط نستعلیق با تشکیل آموزشگاه (دارالتعلیم) در حقیقت دارالتقریب خود اصول و قوانین خط نستعلیق در زمان و همراه اجرای قلم در صفحه به هنرجو تعلیم می دادند. و هنرآموز با انجام و تمرین آموزه های استاد اصول کلاسیک خود  را بسط می دادند. شیوه خط نگاری استاد همراه با اصول و تحول و یا تغییر در شکل مفردات بر اساس مبنای نقطه قلم و عوامل مختلف دیگر و دلایل و ضرورت شکل گیری، تحولات فرهنگی و اجتماعی و زیباشناسی روزگار خود، شرایط جدید خط نگاری خط نستعلیق را فراهم می آوردند، و به شاگردان خود آموزش می دادند. و شاگردان نخبه این تحولات و شروط زیباشناسی آن را درک می کردند. و بنا به ذوق، میزان سواد، درک و فهم از عوالم وجودی، انتزاعی، عرفانی مراحل اصول دوازده گانه آنرا طی می کردند، تا به دو مرحله آخر یعنی شأن قلم و صفایقلم دست می یافتند تا خطشان به مزه و حال مخصوص خود برسند و بدینوسیله خطوط شاگردان مکاتب زمانه خود، به مرحله و شرایطی می رسیدند، که اولاً از تعلیم بیرون می آمدند و ثانیاً به زیبایی می رسیدند که هر بیننده صاحب ذوق از دیدن آن لذت می برد و گشایش خاطرشان را فراهم می کرد، این دست پختهای ارائه شده از شاگردان که خطشان هر کدام شیرینی و حلاوت خاص خودشان را دارند، به اشاعه سبک( مکتب )آموزه های استاد خود مروج و معلم هنرآموزان دیگر می شدند، و هنرجویان بنا به ذوق و کشش جذب حلاوت خاص خط نگاری استاد خود می گردند و بدینوسیله شیوه های مختلف سبک ( مکتب ) شکل می گرفت. این شیوه های ارائه شده از طریق شاگردان استاد صاحب مکتب، در اصول و استخوان بندی خط، میزان دور و سطح، اندازه نقطه و… یکسان می باشد، و تنها، در زاویه گیری رانش قلم، طرز قلم گیری و زاویه بندی انگشتان با قلم، متفاوت می باشد، و صد البته در تفاوت حال و تحول درونی و خوشنویس در شکل گیری شیوه اساتید صاحب شیوه حائز اهمیت است ترویج می شد. بنابراین، شیوه های خوشنویسی حاصل از خط نگاری استادان نخبه در صفحه کاغذ زیرمجموعه و آبشخور از سبک ( مکتب ) یک استاد حاصل می شود، که به خطوط زیبای هنری زمانه خود تبدیل می شوند، و استادان در زمان حیاتشان و حتی بعد از حیاتشان در نشر شیوه خوشنویسی استاد کوشا هستند. نکته قابل اعتنا و ظریف اینجاست که با تغییر غیر ضروری اجراء مفردات، مثلاً، با اجرای ۶/۶ دور قلم ( بدون مزه خشکی )، و یا اجرای سطربندی های فرمیک و غیرفرمیک قلم…. و یا اشاعه شیوه خط یک استاد شیوه نگار، با تبلیغات و پروپاگاندا، و یا خدای ناکرده شانتاژ، و یا مزمّت و هیچ انگاری خطوط اساتید دیگر، و یا جا انداختن خط استادی شیوه نگار بنا به شرایط حاکمیت در مناصب هنری در جامعه هنری و فرهنگی، مکتب هنری برای استاد شیوه نگار به ارمغان نمی آورد، هر چند ممکن است دستاوردهای زودگذر برای او داشته باشد، اما همیشه این خطوط در محک نقد و نظر دائمی اربابان صاحب نظر قرار دارد، و در نهایت این نقدها و نظرها که بر مبنا و اساسی واقعی و حقیقی استوار است. نظرات قابل اعتنا در تاریخ مدّ نظر قرار می گیرد. این نظرات، تنهامی تواند یک پارامتر، در شکل گیری مکتب استادی مؤثر باشد، اما نظر و آراء و گواهی اصلی و نهایی را تاریخ آن هنر فراهم می کند.

مثلاً و مؤکداً میرزای کلهر صاحب مکتب زمانه نستعلیق نویسی ماست،هیچگاه در پی رسیدن و احراز مکتب نستعلیق نگاری نبود، اما آن بزرگوار بنا به ذوق سلیم، طبع هنری، انسانی، عرفانی و شناخت و درک کامل از شرایط و ضرورت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی زمانه خود، و بخصوص اشراف کامل از مکاتب خطنگاری نستعلیق در گذشته و بالاخره انتخاب راه درست قلم خوشنویسی ( کتابت ) که اصل خط و خوشنویسی است به دور از همه گونه خودخواهی ها،خودمحوری ها، و زیاده خواهی ها شانتاژ و حاشیه سازی ها، راه خود را پیمود، و این تنها به گواهی تاریخ بود، که به آن بزرگوار صاحب و واضح مکتب خوشنویسی کرده است.

 

شناخت اجمالی از مکاتب خط نستعلیق و دوره های تاریخی آن

خط نستعلیق از زمان اختراع و وضوح آن با قلم دو بعدی ( قلم نی ) از اواخر قرن هشتم و نیمه اول قرن نهم به توسط میرعلی تبریزی آغاز شد.خط نستعلیق از زمان تشکیل و اختراع تا به حال پنج مکتب (سبک) به خود  دید، و این پنج مکتب را بصورت اجمال و مختصر مورد بررسی قرار می دهیم :

مکتب میر علی تبریزی

مکتب میر علی تبریزیاولین مکتب خط نگاری نستعلیق درحدود و ثغور کشور ایران ( مرکزکشورفارسی) بصورت رسمی آغاز به کار کرد. میر علی تبریزی شاگردان فراوانی را تعلیم داد که از معروفترین شاگردان آن، میر علی هروی بود، که توانست مکتب استاد خود را رواج دهد. میر علی هروی، در حدود سالهای ۸۵۰ هجری در زمان سلطنت سلطان حسین بایقرا و سالهایی در زمان جامی شاعر که خود جامی هم از شاگردان میر علی هروی و حتی تا زمان سلطانعلی مشهدی می زیست بود، شیوه های مختلف این مکتب حاکی از خطوط اولیه نستعلیق است و از مهمترین ویژگیهای مهم این مکتب عبارتند از :

الف)خطوط نستعلیق این مکتب،قوت و ضعف های ناموزون داشت، دراجرا قوّتهای قلم که ناگهان بهضعف های قلم ختم می شود، طوریکه نمی توان هارمونی قوت و ضعف را در خط نستعلیق معلوم کرد. و نشان از عدم شناخت یا عدم وجود هارمونی و موسیقی در حروف و اجرای مفردات است، چون مفردات دارای هارمونی لازم نبود، سطرهای نستعلیق در این دوره بعلت عدم تکامل ناموزون از استاتیک بسیار ناچیز برخوردار بود.

ب ) عدم رعایت فواصل نقطه ها در اجرای حروف مفردات که چنین بنظر می رسد، هنوز مفاهیم نقطه در این خطوط کاملاً تبیین و مشخص نشده و اجرای حروف و مفردات نامشخص و نامفهوم بود.

ج) خطوط از قوام قوارگی برخوردار نبودند.

د) در اجرای صفحات دیوانی حظّ بصری هنری کمتر هویدا بود.

ه) خط نستعلیق در این دوره موجودیت خود را در مراسلات دیوانی چه بصورت خطوط منسوب و چه بصورت خط قلمی مشخص و لازم و ملزوم همدیگر شدند. درجوامع فرهنگی آن دوره مانند خطوط نسخ و تعلیق وثلث، جایگاه خود را پیدا کرد.

و) شیوه های این مکتب در ایران تا اواخر دوره تیموریان در ایران رواج داشت تا زمان شاهرخ میرزا (والغ بیک ) از نوادگان تیمور لنگ،خوشنویس نابغه ای بنام سلطانعلی مشهدی پیدا شد، و مکتب جدید در نستعلیق نویسی بوجود آورد، اگر بپذیریم خط نستعلیق در اواخر قرن هشتم و اوایل قرن نهم توسط میر علی تبریزی اختراع شد، تا پایان دوره این مکتب و ظهور سلطانعلی مشهدی حدود یک قرن در ایران رواج داشت.

مکتب سلطانعلی مشهدی

در آغاز قرن دهم بعد از مرگ تیمور که در اثر کشورگشائی، قتل و غارت، ویرانی، ثروت و اموال زیاد برای وارثان خود به ارث گذاشت. فرزندان و نوادگان تیمور از آنهمه ثروت، در جهت سازندگی و توجه به هنر و هنرمندان هزینه و مخارج می کردند چنانچه در هرات پایتخت فرزندان و پسران شاهرخ میرزا، بایسنغر میرزا  والغ بیک خود از خوشنویسان معروف و مطرح آن زمان بودند بایسنغر میرزا تمام خطوط هفتگانه را استادانه می نوشت چنانچه مهمترین آثار ادبی و دواوین قرون، هفتم و هشتم و نهم و حتی شاهنامه فردوسی بنام شاهنامه بایسنغری دراین عصردر هرات درکتابخانه های فرزندان تیمور به زیورخوشنویسی درآمده است.هرات پایتخت هنری و سیاسی آن زمان و متعاقب آن شهر مشهد دومین پایگاه آثار هنرمندان،خوشنویسان و نقاشان آن دوره به حساب می آمد، و در این دوره بود بر اثر تنوع کار هنر مینیاتور و هنرهای دستی دیگر طراحی و خطاطی…. شکل می گرفت، و آغاز مکتب هرات در نقاشی و مکتب خوشنویسی خط نوپای نستعلیق دومین مکتب خود را بعد از میر علی تبریزی بتوسط نابغه ای بنام سلطانعلی مشهدی تجربه می کرد. سلطانعلی ابتدا خط نستعلیق را در مشهد از شاگردان مکتب میر علی تبریزی، مانند خطوط شاگردان او میر علی هروی مشق می کرد. و خط خود را از تعلیم درآورد و به شاگرد پروری مشغول شد، بعد از مدتی او دریافت برای تکمیل کار خط نستعلیق خود احتیاج به دریافت و زحمت بیشتری دارد. تا بتواند بهتر هنر نوپای خط نستعلیق را به شاگردان خود انتقال دهد. به همین دلیل کنج عزلت اختیار کرد، و از صبح تا شام بکار استنساخ،و خوشنویسی، خط نستعلیق می پرداخت، و بعد از مدتی به رموز بیشتری از مباحث زیبایی شناسی خط نستعلیق دست یافت، و حتی آداب المشق به نظم و شعر به رشته تحریر درآورد. همه این اقدامات تحقیقی، آموزشی، و تطبیقی سلطانعلی مشهدی، شیوه ای دلنشین بوجود آورد، که از اقصی نقاط شهرهای ایران، برای تحصیل و آموزش خط نستعلیق به خدمت او در می آمدند، و این مهم بعدها به مکتب سلطانعلی مشهدی معروف شده است. ویژگیهای مکتب سلطانعلی، که به مکتب خراسان، معروف است از ظرافت بیشتر از مکتب اول برخوردار بود، صاف نویسی نتیجه کثرت اجرای مشق است در آثار سلطانعلی بیشتر مشهود است. خط نستعلیق در این مکتب بصورت رسمی از هنرهای دیگر ایرانی و حتی بالاتر و بیشتر پیشی گرفت و جزء هنرهای مطرح ایرانی به حدود و ثغورهندوستان و چین، گسترش یافت. شعرا و هنرمندان خوشنویس زیادی به کشور هندوستان از قرن دهم تا حتی قرون یازدهم و دوازدهم به هندوستان مهاجرت می کردند و پادشاهان گورکانی، بر اثر کثرت علاقه و نواختن  زبان و خط فارسی نستعلیق هنرمندان خوشنویس ایرانی راهی آن دیار می شدند، چنانچه هنگام و همراه با اعتلای سبک شعری بنام سبک هندی، خوشنویسی نستعلیق آن دیار آرام آرام شکل می گیرد،بعد از گذشت سالها و اشاعه در زبان فارسی، سبک خوشنویسی علی السویه در حدود و ثغور هندوستان بوجود می آید. بنام مکتب نستعلیق نویسی شرقی معروف شده است.( در صفحات آینده این مکتب را بیشتر کنکاش قرار می دهیم.)

اگرمکتب سلطانعلی را از آغاز اواخر قرن دهم در نظر بگیریم این مکتب نستعلیق نویسی در ایران تا زمان  شکل گیری مکتب میرعماد در زمان صفوی اوایل قرن یازدهم و(حکومت شاه عباس صفوی)حدود یک قرن در حدودوثغور ایران، وهندوستان اظهاروجود می کرد. و به فرهنگ سازی واشاعه زبان فارسی حضورفعال داشت.

شاگردان زیادی طی یک قرن از مکتب سلطانعلی می نوشتند، جعفر بایسنغری و حتی شاه طهماسب و فرزندان او ابراهیم میرزا، سام میرزا، که خط نستعلیق را استادانه می نوشتند و …..

مکتب نستعلیق نویسی شرقی

بعد از مرگ شاه طهماسب اختلاف و جنگ میان شاهزادگان صفوی ظاهر گشت و برادران و برادرزادگان دست به خون یکدیگر زدند و بیدادی عظیم همه جا را فرا گرفت و آرامش و سکون مورد نیاز هنر بهم ریخت و بسیاری از هنرمندان راه دیاری دیگرمی گرفتند، این روند ترک دیار، تا پایان سلسله صفوی در ایران ادامه داشت بطوریکه بعد از شهادت میر عماد خوشنویس نابغه و صاحب مکتب ایران، در زمان شاه عباس بسیاری از شاگردان او به ترک دیار خود اقدام می کردند و عمدتاً به هندوستان و ترکیه عثمانی پناه می بردند.و در آنجا با توجه و نواختن بتوسط پادشاهان گورکانی و عثمانی که از هنرمندانایرانی پروریده و تشویق می شدند.

و در حدود و ثغور هندوستان آرام آرام مکتب نستعلیق نویسی شکل گرفت بنام نستعلیق شرقی، میراث این خط اکنون در هندوستان، پاکستان، افغانستان حضور دارد. که از ویژگیهای این خطوط، بی قوارگی، عدم توازن و تناسب، عدم ارتباط قوت و ضعف قلم و نداشتن موسیقی حروف مفردات در اجراء کاملاً مشهود است و بنظر می رسد، خطوط نستعلیق شرقی که تابحال در هندوستان، پاکستان و افغانستان و حتی کشورهای فارسی غیر از ایران مرکزی، مسیر تحول و تکامل خود را طی نکرد. بررسی و تحقیق علت عدم تکامل مکتب نستعلیق نویسی شرقی، خود حوصله و مقال دیگر را می طلبد اما یکی از دلایل مهم آنرا می توان حضور استعمارگران غربی ( استعمار انگلیس ) در هندوستان و جانشین کردن زبان انگلیسی بجای زبان فارسی بود. سرزمین هند از دیر زمان مرکز پارسیان بوده و آداب و رسوم زبان و فرهنگ پارسیان و ایرانیان در آنجا رواج داشته است. با روی کارآمدن حکومتهای مسلمان در هند، مانند سلاطین بهمنی، فاروقیان،پادشاهان کشمیر، قطب شاهیان، و نظام شاهیان که خود پارسی زبان و اغلب طرفدار شعر و زبان فارسی بودند. و متعاقب آن و از دلایل شیفتگی این پادشاهان تا برقراری سلسله بابری در هند ادامه داشت.

ظهیرالدین بابر از نوادگان تیمور، با برقراری حکومت گورکانیان در هند، شاهان این سلسله اغلب خود از شاعران و خوشنویسان زبان فارسی بودند و نستعلیق را خوب می فهمیدند و خوب می نوشتند، شاهزادگان چون همایون، میرزا عسگر، میرزا هندال خود شاعر بودند و خطاطان بخصوص نستعلیق نویسان را بسیار گرامی می داشتند. از نستعلیق نویسان معروف این مکتب از آغاز می توان، عبدالرحیم عنبر بن قلم، عبدالصمد شیرین قلم…. و در زمان صفوی عبدالرشید دیلمی ( رشیدا ) شاگرد و خواهر زاده میرعماد بود و از درباریان گوکانی می توان، اشرف خان، تهورخان، شاه جهان، و زیب النساء بیگم (دختر عالم گیر) شاه جهان، می توان نام برد، لازم به یادآوری است زیب النساء بیگم علاوه بر خط خوش نستعلیق شعر سبک هندی فارسی را بسیار خوب می سرود.

مکتب میر (میر عماد)

قرن یازدهم دوران اوج و رونق هنر و فرهنگ اسلامی ایرانی است این رونق در ایران و ترکیه و هندوستان و حتی چین بیش از قدرت نظامی موجب می گردد که مردم آسیا به خود ببالند. در آغاز این قرن عباس میرزای صفوی در سن هجده سالگی به تخت می نشیند و با قدرت و بی رحمی به سرکوبی سران طوایف قزلباش و شاهزادگان صفوی می پردازد. زمینه هنری بویژه خط که قبلاً وجود داشت، در یک آرامش نسبی، دیدهمی شود، خطاطان و خوشنویسان به دربار شاه جوان که خود شاعری توانا و شیفته خط و خوشنویسی است، راه می یابند. اصفهان که بتوسط شاه عباس پایتخت برقرار می شود، خط و خوشنویسی از هنرهای مورد توجه و حمایت شاهان صفوی قرار می گیرد ودر این دوران به علت عدم وجود وحدت دینی و ملی… (ساختار سازی حکومتی)بسیاری از آثار وحدت بخش و ساختار ساز در حوزه های مختلف ادبی مانند شاهنامه، نقاشی مانند مینیاتور، و کتب تئوریک مذهب شیعه اثنی عشری با خط نستعلیق به زیور نگارش در می آمد. این مهم آنچنان مورد توجه پادشاهان و اربابان هنر، صاحبان دیوانی و … قرار داشت که می گویند شاه عباس خود شمع بدست می گرفت تا علیرضا عباسی در حضور شاه به خطاطی می پرداخت. بزرگترین حادثه خط و خوشنویسی در این دوران ظهور میر عماد حسنی قزوینی است، که خط نستعلیق را به زیباترین صورت می نوشت، و آثار گرانبهایی از دواوین شعری حافظ، بوستان و گلستان سعدی، سه نسخه مثنوی کوی و چوگان، و تحفه الاحرار جامی، و گلشن راز شبستری و… به زیور خط نستعلیق در آورد. اما این هنرمند بی مانند و عارف صادق در سال ۱۰۲۴ به فرمان شاه عباس و بتوسط قزلباشان او و با سعایت و حسادت علیرضا عباسی (خوشنویس دربار شاه عباس) به قتل می رسد و نقطه سیاه و تاریک دوران شاه عباس و تاریخ اوست که قتل صداقت و پاکی و نوآوری است، پس از وی آوازه او در همه جا پیچیده و خون او خون زنده هنر گردید. شاگردان شیفته و پروریده او شیوه او را در همه آفاق آن روزگار و همه سرزمین هایی که زبان شیرین فارسی و حتی ترکی، اردو… رواج و اشاعه دادند. و چنین است این قرن را قرن شکوفایی هنر خوشنویسی می دانیم، و در اثر اشاعه شیوه شیرین میر عماد میزان و گسترش آن بعداً به مکتب میر عماد معروف خاص و عام شد. از شاگردان معروف و خلیفه میرعماد ابوتراب است، و بعلاوه شاگردان معروف و فراوان آن بزرگوار را میرزا جلال حکیم، شکوهی همدانی، رشیدا،… عبدی بخارایی است که میر عماد او را به کشور عثمانی می فرستند و خود مروّج معلم و در اشاعه هنر نستعلیق در سرزمین عثمانی می شود، که آثار استادان خوشنویس این مکتب هم اکنون در موزه های مختلف دنیا موجود است. از ویژگیهای منحصر بفرد، مکتب میر عماد را می توان الف ) تکامل شکل اجرای مفردات، با برش های بسیار دلنشین قلم میر عماد است،که در این راه به قضاوت تاریخ ازشیوه های گذشته خوشنویسی پیشی گرفت،  ب ) اجرای قطعات نوظهور چه بصورت قطعه، قصار، چلیپا، و بخصوص سیاه مشق های فرمیک مخصوصاً در این دوره در اقلام مختلف بتوسط میر عماد و شاگردان طراز اول او اجرا شده است. که خود آغازگر و سنگ بنای تحولات بیشتر در آینده هنر خوشنویسی شده است. مکتب میر عماد از آغاز حدود دو قرن در ایران، هندوستان، ترکیه عثمانی و… رواج داشت، پتانسیل و ظرفیت نستعلیق نویسی در این مکتب از مکاتب گذشته بسیار بیشتر بوده، این ظرفیت و پتانسیل سبب تحول فراوان در اقلام مختلف و قلم گزاری در طی دو قرن شده است، سیاه مشقهای جلی میرحسین ترک و میرزا غلامرضا اصفهانی درزمان ناصرالدین شاه (قاجاریه) که تحول نهایی و استوار مکتب میر عماد را شاهدیم و نشان از ظرفیت بالای این مکتب نستعلیق نویسی است. هر قلمی که در صفحه بتوسط خوشنویسان اجرا می شد، خارج از تأثیرات این مکتب نبود. وشیوه های مختلف این مکتب بیش ازدو قرن بسیار متنوع، زیبا، دلفریب، بتوسط شیوه نگاران این مکتب اجرا می شد.و تنها تحولات در عصر تجدد و اختراع دستگاه چاپ در دوره قاجاریه درایران، و بعداً تحول زبانی در زبان فارسی که به تکامل فارسی ختم شده است، و بعلاوه عوامل اقتصادی، اجتماعی، انقلاب نوشتاری و فرهنگ بویژه در حوزه شعر( نظم و نثر)در ایران،… این استلزام را فراهم کرده و خوشنویسی خط نستعلیق هم به تبعه از این تحولات در آستانه تحولی دیگر قرار گرفته، و محتاج مکتب خطنگاری نستعلیق دیگر شده است.

مکتب کلهر

ورود عصر تجدد در ایران در دوره ناصری، همراه زمینه تحولات اجتماعی در ایران شده است، کشور ما بعد از خرابیها و ویرانیهای دوره قاجار که حاصل کشمکش و منازعات حکام و زمامداران و شاهان گذشته و  بی تدبیریهای شاهان قاجار قرن سیزدهم یعنی در سال ۱۲۱۱ هجری آغاز حکمرانی قاجاریه آغاز می شود. هر چند شاهان قاجار می خواستند در معماری حرکت شاهان صفویه را ادامه دهند اما اغلب موجب ویرانی آثار و بازمانده های آنان می شدند، حکام طمع ورز و سفیه دوره قاجار و عمال آنها صدمات فراوان براندام آثار بی نظیر اصفهان مرتکب شده اند که از حدود وصف بیرون است. شاهان و شاهزادگان قاجاریه به خط و خوشنویسی عشق می ورزیدند و بسیاری مانند فتحعلیشاه، محمد شاه و ناصرالدین شاه در این هنر مهارتی یافتند. بنابراین از آنجا که نسبتاً راهی برای هنر خوشنویسی باز بوده است توجه به آن در این دوران به اوج خود رسیده بنابراین رشد و اعتلای این هنر و تعداد هنرمندان خوشنویس در این دوره فراوان بوده. دستگاه چاپ و ورود مظاهر مدرنیته و نشر کتب و طبع روزنامه ها فعالیت خود را در قرن سیزدهم آغاز کردند. میرزا رضای کلهر یکی از خوشنویسان این دوره تعلیم خوشنویسی خودرا از شاگردان مکتب میر عماد(میرزا مهدی تهرانی) آغاز کرده و درحالیکه مکتب خط نگاری میر عماد را درک کرد، همزمان با نشر و طبع دستگاه چاپ مواجه شد، بنابراین ورود دستگاه چاپ و الزام اختراع لترسل های حروف نستعلیق برای چاپ سنگی کلهر را علیرغم راه همکاران دیگر خود به فکر واداشت و خود چون در کتابت نگاری که اصل خط و خوشنویسی است توجه وافر داشت او را وادار ساخت حروف باسمه ای به مقتضای چاپ سنگی برای نشر روزنامه ها جستجو گر کند. ضرورت چاپ و دستگاه صنعت چاپ، او را به مرحله ای که از برطرف کردن موانع دستگاه چاپ مواجه کرد و در این راه بتوسط تنوع خود متوجه شد که اساساً باید برش های حروف نستعلیق تغییر کند و برای چاپ آماده شود. بنابراین، تغییرات اساسی در بافت حروف و مفردات بوجود آورد. اندازه قلم گزاری نقطه تمام از ۶/۶ دانگ قلم به ۶/۵ تغییر یافت. با این حساب اندازه حروف و مفردات کوچکتر و چاق تر شده و برای چاپ قابل استفاده تر گردید، از ویژگیهای خط مکتب کلهر، عبارتند از : الف ) اندازه مفردات جمع تر و چاق تر شده ظرافت و نازکی و درشتی مفردات خط میر عماد در این خطوط دیده نمی شود. ب ) پتانسیل و اجرای خطوط این مکتب برای اندازه های کلان کاربردی تر شد. ج) استاتیک (زیبائی شناسی) خط بخصوص در کتابت( اصل خط) در مکتب کلهر متحول تر و خطوط از قوام قوارگی استوار در سطر مستطر می شود. د) آموزش و تعلیم در این مکتب سهل الوصول تر شد. چنانکه میرزای کلهر روش تعلیم را از آنچه در دوره های بیشتر اساتید انجام می دادند متفاوت کرد، و راه دوره یک یا چند دهه آموزش را به یک دوره چهار ساله تبدیل کرد.ه )مکتب کلهر مکتب زمانه خود بود و همراه با تحول و تجدد در ایران مطابقت و سنخیت تام داشت و ظرفیتهای جدید و بالایی درهنرخوشنویسی بوجود آورد.که متعاقباً بتوسط شاگردبی واسطه خود(عمادالکتاب)ظرفیت های بالای مکتب کلهر را نمایاند، که با شاگردان دوره های سوم و چهارم با تأسیس انجمن خوشنویسان ایران در سال ۱۳۲۹ شمسی کما هو فی السابق ادامه دارد. چنین بنظر می رسد که هم اکنون ظرفیت مکتب کلهر اشباع شده است اما میانداری این مکتب هنوز قابل توجه است، و این حقیقت را در نمایشگاه ها و آثار هنرمندان خوشنویسی امروزه هویدا است. و هنوز پتانسیل ارائه کارهای بکرتر در این مکتب بلا منازع است، امروزه دستگاه های چاپ دیجیتال و کامپیوترهای با دقت بسیار بالا خوشنویسان و گرافیست ها را برای خلق فضاهای بدیعی تر دعوت می کند، و دنیای هنر خوشنویسی بی گمان با آنچه که هم اکنون است، متفاوت می شود. و مانند دوره های مکاتب گذشته دوره مکتب کلهر هم پایان می یابد، و بتوسط نابغه و یا نوابغ دیگر بی گمان هنر خوشنویسی در آینده وارد عوالم دیگر و مکتب دیگر خواهد شد.

نظری اجمالی در شیوه های خط نستعلیق و چگونگی شکل گیری آنها

در مقدمه این مقاله نظری گذرا از آنچه بنام شیوه ها گفته شد، و گفتیم اساس شکل گیری شیوه خط نگاری در هنر خوشنویسی و تنوع شکل گیری شیوه ها در مکاتب، ارتباط با میزان پتانسیل مکتب در آن دوره تاریخی خطنگاری دارد. و این پتانسیل با جمیع الجهات بودن و ضرورت پاسخ گویی به نیازهای اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی مردم آن دوره دارد. و هنرمند خوشنویس نابغه و تیزهوش درازمنه تاریخ هنر خوشنویسی با توجه دقیق و تحقیقی جمیع الجهات آن را هوشمندانه بررسی میکند و آنگاه با اقدامات بموقع خود در جهت رفع ضرورت و نیازهای آن می کوشد هر گاه این نیازمندیهای زمانه توسط خوشنویسی خط آن نابغه جوابگو شد، و بتواند بصورت متعهد پاسخگوی نیازهای عدیده از مناظر مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی باشد، خطوط آن استاد نابغه در جامعه سیاله می شود، و با نشر و پاسخگو بودن و جواب همه سلایق فرهیختگان و هنرمندان جامعه جایگاه خود را می یابد، لازم به تأکید و یادآوری است، این مهم با تبلیغات ( پروپاگاندا )، و رابطه مرید و مرادی، و شانتاژ زور و تعصب امکان پذیر نمی شود و تاریخ همه این اقدامات مذبوحانه را محکوم می کند. آنگاه با سیالگی و توجه به جمیع الجهات بودن دارا التقریب مکتب بتوسط مراکز آموزشی بتوسط شاگردان با هوش و با استعداد آن مکتب، بنا به ذوق، و ادراک بی چگونگی ( هنری ) و درک شرایط اجتماعی خود، با اسلوب آموزه های هنر خوشنویسی خود با شیوه های متفاوت در مکتب بروز می کند. تنوع شیوه ها میزان پتانسیل مکتب را نمایان می کند. چرا که نشر شیوه هاست که فرازهای متفاوت و متنوع در خط زمانه بوجود می آورد، و این فرازها در نهایت در جهت تکامل و تحول و فربگی هنر کلاسیک خوشنویسی را سبب می شود. روش آموزش خوشنویسی از یک چارچوب ( انتخاب حساب شده ) آغاز می شود، و از طریق استاد به هنرجویان انتقال می یابد و هنرجویان بنا به شرایط خط نگاری از جهت شخصی، شکل و زاویه قلم گیری آن، اعمال سلیقه در انتخاب ترکیب و ایجاد شاکله، سلیقه در اجرای کرسی گزاری در سطر،انتخاب تراش قلم ( مایل به جزم و یا مایل به محرف قلم ) و حال اجرای سطرهای متفاوت،…. مجموعه احوالات است که خطوط اساتید شیوه نگار متفاوت می شود و خطوط آنها متفاوت می شود. و مزه خاص به خودش را پیدا می کند، از ویژگیهای متفاوت در شیوه ها خطوط اساتید شیوه نگار، حین توجه به تکنیک و معتقد ماندن در مکتب زمانه خود، تفاوت نهایی را باید در صفا و شأن خطوط باید جستجو کرد، که ارتباط تام و تمام با اشراق، انتزاعیات، و درونیات نفسانی هنرمند که ریشه در اصول غیر آموزشی هنر خوشنویسی دارد باید جستجو کرد. هر چقدر درون و باطن خوشنویس پاکنهادتر و تزکیه شده تر و بعبارت دیگر باصفاتر باشد، خطوط اجرای اساتید و شأن خوشنویس شیوه نگار ماندنی تر و هنری تر و همه گیرتر در حیات تاریخ باقی می ماند. اساساً شکل گیری شیوه در خطوط بر این خط استوار است، هر چقدر مدارج هنری خوشنویس بیشتر اعتلا پیدا کند، مسئولیت هنرمند هم بیشتر خواهد شد.

 

ضرورت انتخاب شیوه خوشنویسی (شیوه گزینی)

اساتید شیوه دار در مکتب خوشنویسی دارای ویژگیهایی است که با ارائه آن شیوه در کلاس خوشنویسی در آموزش اعمال سلیقه می کند، مجموعه احوالات استاد خوشنویس در کلاس درس برای هنرجویان از ارائه مشق تعلیمی، روش تعلیم، منش استاد، آرام آرام در ضمیر هنرجوی خوشنویس در طول دوران آموزندگی در شکل گیری شخصیتهنرجو مؤثر است، اصولاً کلاس های خوشنویسی از نوع کارگاه آموزشی است که در آنجا استاد خوشنویس کار عملی ( اجرا ) و کار تئوری ( نظری ) را هم زمان و در راستای یک هدف کلاسها را پیش  می برد. ( مانند مشق، عملی همزمان با مشق نظری و مشق خیالی ) در کلاسهای انجمن خوشنویسان معرف خاص و عام است.

کلاسهای انجمن خوشنویسان در ایران درگیر کردن هنرجوی خوشنویس با مسائل و مباحث خط و خوشنویسی است. در حقیقت هنرجو در کار آموزندگی درگیر مسائل آموزندگی می شوند و این یکی از بهترین روش های آموزشی است که در مجموعه فرهنگی ایران از مدارس، و دانشگاه ها  بندرت می توانیم شاهد چنین روش باشیم که خوشبختانه جوامع فرهنگی و آموزشی در ایران می توانند از الگوی آموزشی انجمن خوشنویسان ایران برای پیشبرد و مقاصد آموزشی و فرهنگی خود استفاده کنند، باری هنرجویی که سالها تحت تعلیم و نظر استاد خوشنویس شیوه دار است. با راهنمایی ها و مشق کردن از روی خطوط ارائه شدن، از طرف هنرجوی طابق نعل بالنعل استاد می شود.

هنرجو با مشق کردنهای نظری، عملی، و خیالی به این مهم دست پیدامی کند و تا زمانی که هنرجو حافظه دست پیدا می کند و تمام آموخته های ذهنی به انگشتان دست انتقالمی یابد. هنرجو می تواند نظیره نویسی کند. اگر شاگرد هنرجویی که به مقام نظیره نویسی خط استاد خود برسد. و خطش از تعلیم درآمده باشد، و کارهای خوشنویسی از اقلام خفی ( کتابت )تا جلی حداقل تا شش دانگ مشقی بخوبی از عهده اش بر آید می تواند به مقام استادیبرسد. اما خطوط ارائه شده از طرف هنرجو نظیره نویس ( و طابق نعل بالنعلاستاد خود )باید با تحقیقات شیوه های اساتید گذشته در همان مکتب بعد از سالها پژوهش همراه با آموزش در حد توان خود می تواند خطش از خط استاد خود دور شود و و کم کم هنرجوی استاد شده خطش مزه خاص خود را پیدا می کند و این یک الزام برای همه آموزندگان خوشنویسی است که هنرجوی استاد شده تا ابد نبایدمانند خط استاد خود نظیره نویسی کندکه اگراین خوشنویس به نظیره نویسی خود تا ابد ادامه دهد در نهایت نمی تواند خطی با حس و حال خود ارائه دهد و خطش منصرف نمی شود و این یک اشتباه است. خوشنویس باهوش باید متوجه باشد بعد از تحقیقات و پژوهش بالاخره باید برای خود به شیوه خاص خود برسد. این شیوه نوینی که خوشنویس به آن دست می بازد مزه، حال و زیبایی… خاص به خط خود او است. که به شیوه نو معرف و معروف و متعلق به خود خوشنویس می شود.

 

 

شیوه های مطرح گذشته در مکتب کلهر

یکی از مهمترین و بارزترین و زیباترین و اعتلا یافته ترین و بالاخره تکامل یافته ترین شیوه های خط نستعلیق در مکتب کلهر، خط نستعلیق عماد الکتاب سیفی خوشنویس اواخر دوره قاجار و اوائل دوره پهلوی است. عماد الکتاب سیفی از شاگردان بلاواسطه ی میرزای کلهر است مشارالیه هیچ تعلیم مستقیم از کلهر نگرفته است. اما به مشق و خطوط خفی و جلی کلهر دسترسی پیدا می کند و بصورت جدی و محققانه از روی آنها به دقت مشق می کند. نه تنها توانست به برش های خطوط کلهر در اقلام خفی و جلی دست یابد بلکه در بسیاری موارد برش های انتخابی خط کلهر را به اوج خود می رساند، در شیوه خوشنویسی عمادالکتاب ظرفیت بالای مکتب کلهر را می توان مشاهده کرد. و امروزه یکی از توصیه های همه اساتید به هنرجویان این است که از روی اقلام  مشق های عمادالکتاب تمرین کنند. و در دوره های پژوهش و تعلیم تخصصی تمرین ازخطوط کلهر، و بعداً عمادالکتاب الزامی است. اگر کلهر عمارت مکتب نستعلیق نویسی زمانه را ارائه داد، زیباییهای این عمارت متعلق به عمادالکتاب سیفی است. علاوه بر شیوه عمادالکتاب گروهی دیگر از شاگردان مستقیم کلهر بودند که معروفترین آنها را می توان ملک الخطاطین، کاتب خاقان، مرحوم فیروز آبادی و سید مرتضی برغانی و سید حسین و سید حسن میرخانی بود که مشارالیه ها تحت تعلیم پدر که شاگرد مستقیم کلهر بود و چندین و چند از دواوین شعری از جمله دیوان حافظ، گلستان سعدی و ….. را کتابت کرد.

برش ها و شیوه اسلوب نستعلیق نویسی کلهر را مستقیماً به فرزندان توانای خود آموزش داد. از شاگردان عمادالکتاب می توان استاد علی منظوری، استاد کاوه، استاد بوذری، شریفی، آقا حسینی و …..  بودند که هر کدام شیوه های مخصوص بخود بودند و هر کدام دهها خوشنویس استاد نستعلیق تربیت کردند. این بزرگواران یعنی شاگردان مستقیم عمادالکتاب بودند و بعلاوه دو استاد خوشنویس یعنی برادران میرخانیها که هر کدام شیوه های مخصوص به خودشان دارند، متعاقباً یعنی در سال یکهزار و سیصدو بیست و نه توانستند کلاسهای آزاد خوشنویسی به کلاسهای انجمن خوشنویسان تبدیل و تأسیس کنند، و انجمن خوشنویسان ایران مستقیماً بعد از این سال مکتب کلهر بصورت مدون و منظم در انجمن آموزش، ترویج و اشاعه می شود و هم اکنون کما هو فی السابق ادامه دارد، و تا کنون توانستند صدها خوشنویس استاد مطرح و صاحب عنوان در سراسر کشور ارائه و طی طریق کنند.آنچه که سبب اشاعه مکتب کلهر شده است وجود ( صد ها ) شیوه مطرح این مکتب بود.

سخن آخر

هنر خوشنویسی مانند همه هنرهای کلاسیک در روند تکامل و پیشرفت و رو به جلو است و اصحاب این هنر در حین شناخت مکاتب و شیوه ها و استفاده از برش های مختلف خط زمانه خود در جهت تعالی و روند تکاملی آن نقش آفرین هستند. و این ارتباط و دیالکتیکی بین هنرمند خوشنویس و هنر کلاسیک خوشنویسی رشد و اعتلای هنر خوشنویسی را فراهم می کند. اگر این ارتباط معنایی وجود نداشته باشد،خط و خوشنویسی در جهت حضیض و فروبستگی و افول طی طریق می کند. بعبارت دیگر اگر خوشنویس صرفاً مصرف کننده و استفاده فنی محض از خوشنویسی باشد. آن لطیفه نهایی ( هنر) در فن خوشنویسی گم می شود. و خط و مکتب خوشنویسی به قهقرا می رود، نگاه کنید به خوشنویسی نستعلیق مکتب شرقی( هم اکنون در پاکستان، هندوستان و افغانستان ) و کشورهای فارسی زبان به غیر ایران مرکزی، بعلت عدم ارتباط معنایی و دیالکتیکی و گفتمانی هنری… خط در کوران زمان حالت های زیبایی شناسی خود را از دست داد و زمخت و بد قواره به نظر می رسد. که باید این مهم از طریق انجمن خوشنویسان ایران چاره اندیشه شود و خط و خوشنویسی در کشورهای فارسی زبان بغیر از ایران، از حالت قهقرایی و افول به جهت اعتلا و رشد خود برگردد. چگونگی کار احتیاج به بررسی و تحقیقات وسیع در زمینه های تاریخی و ادبیات فارسی و اشاعه زبان فارسی همگام با خط پیشرفت و آموزش خط نستعلیق در این ممالک دارد. نکته ای دیگر که در سخن آخرم باید گفته شود مسئله رو به جلویی مکاتب نستعلیق در دوران تاریخی ان است. باید بدانیم و معتقد باشیم مکاتب خط نستعلیق در هر دوره از دوره های گذشته خود متکاملتر و پیشرفته تر بوده و هست، پس بنابراین خوشنویس امروزی که در مکتب کلهر بمثابه خط زمانه خود با درک و شناخت کامل آن می نویسد، و باید بنویسد. نباید به خطوط مکاتب گذشته مراجعه کرده و از روی الگوی مکاتب گذشته تمرین مشق کند و از آن الگو برداری کند. این اقدام حرکت به جهت عکس پیشرفت است که با روح تکاملی خط نستعلیق و کمال جویی و نوآوری هنرمند خوشنویس منافات دارد و در نفس خود یک حرکت ارتجاعی است و خوشنویسان باید از آن اجتناب کنند و تنها هنرمندان امروزی از مکاتب خوشنویسی گذشته مثلاً از خطوط مکتب میر و خط میر عماد فقط ازصاف نویسی آن می توانند بهره ببرند.

در پایان تأکید می کنم که مکاتب خوشنویسی فقط با عزم خوشنویس و یا خوب نوشتن خوشنویس و یا فراگیر شدن شیوه خوشنویس ایجاد نمی شود. بلکه عنصر اساسی شکل گیری مکاتب بر پایه مجموعه ضرورت ها و نیازهای فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی جامعه آغاز می گردد، و با جوابگویی کامل به این مجموعه ضرورتها و نیازها بصورت جمیع الجهات، مکتب خوشنویسی جدید شکل می گیرد و آن شیوه فراگیر در صورت جوابگو بودن کامل با ضرورت تغییر در برش های آن شیوه فراگیر  آرام آرام تبدیل به مکتب خوشنویسی و خط زمانه خود می شود.

پایان

محمد صادق حیات بخش–مدرس انجمن خوشنویسان ایران

تیر ماه ۱۳۹۲

 

پی نوشت ها

  • · شرح و احوال خوشنویسان جلد اول و دوم دکتر بیانی
  • · تاریخ ادبیات در ایران تألیف دکتر صفا جلد چهارم
  • · شرح و احوال خوشنویسان معاصر – استاد راهجری
  • · تاریخ اجتماعی ایران جلد هفتم
  • · اصفهان ( مکتب اصفهان ) دکتر هنرور
  • · درس نامه های استاد فرادی

 

توجه کنید که نظرتان در ارتباط با همین مطلب باشد. در غیر اینصورت می‌توانید از فرم تماس استفاده نمایید.

نظراتی که با کلمات کلیدی ثبت شوند، حاوی الفاظ زشت، تبلیغاتی، سیاسی و یا توهین به اشخاص باشند، منتشر نخواهند شد.

برای پاسداشت زبان فارسی ، فقط فارسی تایپ نمایید و از فینگلیش نویسی خودداری کنید

خبرنامه ایمیلی
اگر میخواهید در جریان جدیدترین اخبار و اطلاعات هنر ایران قرار بگیرید، ایمیل حقیقی خود را در کادر زیر وارد نمایید

خبرنامه پیامکی
بستن